زن بارداری که بهطرز معجزه آسایی بدون هیچ خراش و دد و زخمی ، به طور سالم از زیر خروارها خاک و اوار خارج شده بود به تشریح ماجرای زنده ماندنش در زیر آوار و نجاتش بعد از 16 ساعت پرداخت . وی گفت نه بیهوش شدم و نه خوابم برد. تمام مدت ١٦ساعت بیدار و هوشیار بودم. صداها را هم می شنیدم. نیروهای ارتش و هلال احمر آمده بودند. به همراه شوهرم به دنبال من می گشتند، اما صدایم به گوش آنها نمی رسید تا این که شنیدم می خواهند بولدوزر را روشن کنند.
تمام مدت ترسم از همان بولدوزر بود. با خودم می گفتم من زنده ام و به هوشم. اگر بولدوزر بندازند و من تکه تکه شوم، چه!
١٦ساعت گذشته بود. هنوز نتوانسته بود همسرش را پیدا کند. فریادزنان، اسم همسرش را صدا می زد. اجازه نمی داد کسی بولدوزر را روشن کند. امید داشت به زنده بودن همسرش؛ با صدای بلند می گفت: «فرانک باردار است، باید نجاتش بدهیم.»
نیروهای هلال احمر و ارتش همگی با هم بسیج شده بودند تا شاید بتوانند این زن باردار را در میان آوار پیدا کنند. کم کم امیدها ناامید شد. هیچ کس هیچ صدایی از میان آوار نمی شنید. نیروهای امدادی و مردم تقریبا مطمئن شده بودند که زن جوان در ...
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
26 آبان
1396 ساعت: 19:55