خرید بک لینک
پیرزن تنهایی بود بی بی زهرا، یخچال نداشت، شاید پول نداشت یا شاید احساس نیاز نمی‌کرد، آن وقت‌ها کسی زیاد گوشت و آذوقه تو یخچال نمی‌گذاشت. اگر پول داشتند روزانه می‌خریدند غذایی می‌پختند و خلاص. بی بی مثل خیلی‌ها برای آب خنک کوزه داشت اما آب یخ خیلی دوست می‌داشت. به قول خودش: جگرش حال میومد با آب یخ.

دم غروب راه می‌اُفتاد می‌آمد خانه ما و موقع رفتن یک قالب بزرگ یخ می‌گرفت و می‌رفت. حواسمان نبود اما این یخ گرفتن‌ها بهانه‌ای بود برای درآمدن از بی کسی، برای شب‌نشینی و کوتاه کردن شب‌های تنهایی...

Read more

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 27 آبان 1404 ساعت: 13:56

صفحه بندی